قدرت خداوند در مشیت او
«الیشع به جلجال بازگشت و در آن سرزمین قحطی حکمفرما بود. هنگامی که گروه انبیاء نزد او نشسته بودند به خادم خود گفت: دیگ بزرگ را بر آتش بگذار و برای این انبیاء آشی مهیا کن» درسهایی از زندگی الیشع نبی.
«الیشع به جلجال بازگشت و در آن سرزمین قحطی حکمفرما بود. هنگامی که گروه انبیاء نزد او نشسته بودند به خادم خود گفت: دیگ بزرگ را بر آتش بگذار و برای این انبیاء آشی مهیا کن» درسهایی از زندگی الیشع نبی.
روایت تاریخی زنده شدن پسر شونمی : «روزی الیشع به شونم رفت. در آنجا زنی سرشناس به اصرار او را به طعام فراخواند. از آن پس هرگاه الیشع از آنجا می گذشت، برای صرف طعام در آن خانه توقف می کرد» درسهایی از زندگی الیشع نبی.
درسهایی از زندگی الیشع نبی. «روزی زن یکی از گروه انبیاء التماس کنان به الیشع گفت: خدمتگزار تو شوهرم در گذشته است. همان گونه که می دانی او ترس خدا را بر دل داشت.اما اکنون طلبکار وی می آید تا دو پسر مرا به بردگی ببرد»
«یورام پسر اخاب در هیجدهمین سال یهوشافاط پادشاه یهودا، در سامره پادشاه اسرائیل شد و دوازده سال سلطنت کرد. یورام آنچه را که در نظر خداوند بد بود به جا آورد اما نه به اندازه پدر و مادرش»
پس از به آسمان برده شده ایلیا، الیشع به جایگزینی او برگزیده می شود اما واکنش گروه انبیاء توام با شک و ناباوری است. مطالعه زندگی الیشع و درسهای آن برای امروز.
روایت شفای سرلشکر دشمنان قوم خداوند که از بیماری جذام پوستی رنج می کشید؛ تصویری است از اینکه چگونه هر یک از ما می توانیم از گناهان خود پاک شویم.
جیحزی خادم الیشع پیامبر بود و در ظاهر یک ایماندار واقعی به نظر می رسید اما با دریافت پاداش از نعمان آرامی نشان داد که دلش جایی دیگر است؛ وی رویای تاکستان و خادمان را در سر می پرورانید و نه خدمت خدای زنده و حقیقی را.
در این رویداد تاریخی ، زندگی دنیوی گرایی و خوشی های گذرای آن در قیاس با قدرت خدای زنده و تجارب ماندگار زندگی مسیحی گذارده شده است؛ در این موعظه به روشنی غیرمنطقی بودن بی خدایی ثابت شده و اینکه چگونه جویای خدای زنده و حقیقی شده و او را بیابیم.